أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
167
تجارب الأمم ( فارسى )
دانههاى گوناگون و خرمابنان و درختان زيتون و سرها برداشته است ، بر مردم بخواند و دبير چنين كرد . آن گاه خسرو انوشروان به مردم گفت : - « چنان ديدهايم كه بر گريبهايى كه از اين پيمايش به دست آمده است ، نيز بر خرمابنان و درختان زيتون و سرها ، باجهايى نهيم و بفرماييم تا سالانه در سه گاه گزارده آيد و در گنجينهء دارايى كشور ، خواسته چندان گرد كنيم كه اگر در مرزى از مرزها ، يا در سويى از سوىهاى كشور ، رخنهاى ، يا رويداد ناخوشايندى روى دهد ، و براى پيشگيرى يا چاره كردن آن به هزينهاى نياز افتد ، خواستهء بايسته ، در گنجينههامان آماده و فراهم باشد و نخواهيم كه در همان هنگام به باج گرفتن بياغازيم . در رايى كه زدهايم و بر آن شدهايم چه گوييد ؟ » كسى راى نزد و سخنى نگفت و خسرو گفتهء خويش را سه بار بگفت . آن گاه ، مردى از آن ميان برخاست و روى به خسرو گفت : - « شاها ، جاودان مانى ، آيا اين باج را بر تاكى نهى كه بميرد و برزى كه بخشكد و جويى كه بىآب شود و كاريزى كه آب آن بند آيد ؟ » خسرو به وى گفت : « اى دشوار شوم ، از كدام رده باشى ؟ » گفت : « از دبيرانم . » خسرو گفت : - « با خامهدان چندان بزنيدش كه بميرد . » دبيران ، به ويژه از سر بيزارى نمودن از راى و گفتار او ، و نزديكى جستن به خسرو ، با خامهدان چندان بر او كوفتند تا بمرد . » [ 99 ] آنگاه مردم گفتند : « شاها ، هر باجى كه بر ما نهى از آن خوشنود باشيم . » خسرو تنى چند از رايمندان پاكدل را برگزيد و فرمود تا در آنچه به وى گزارش كردند ، از پيمايش زمين و شمارهء خرمابنان و درختان زيتون و سرشمارى مردم ، نيك بنگرند و چندان كه به سود و آسايش مردم بينند نهادههايى نهند و آن را به نزد وى بردارند . هر يك ، راى خويش را در اين باره و در چندى نهادهها باز گفتند و در ميان بگردانيدند تا سرانجام همداستان شدند و بر آن چه نگاهدار مردم و ستوران است ، بر گندم ، جو ،